ابو القاسم راز شيرازى
402
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
عطا كند در راه حقّ تعالى ، عطا نمايد به نيّت « ابتغاء لوجه اللّه تعالى و طلبا لمرضاته » « 12 » ، نه به خيالات باطلهء دنيا از حبّ مدح و ثنا و شهرت و عزّت در دنيا . ثالث آنكه : آنچه مىدهد ، به اهل حق بدهد و كسانى كه اهل دين و ايمان و فقير و معسر « 13 » و متعفّف « 14 » باشند ، نه كسانى كه شايستگى احسان - شرعا - نداشته باشند ، بلكه به ملاحظات دنيويّه و نفسانيّه داده باشد ؛ زيرا كه اين نوع عطا ، فايدهء اخروى از براى معطى ندارد . چهارم : آنچه مىدهد ، از جانب حقّ تعالى و به امر او دهد ، نه به هواى نفس خود ؛ زيرا كه اگر عطا از مال حلال باشد ، و به موقع خود به [ اشخاص ] فقراى متعفّف ديندار دهد ، و ليكن [ اگر ] به ميل نفس خود دهد يا از راه محبّت يا نسبت يا جهت ديگر دهد ، آن ، آن ثمر ندارد كه به حكم الهى دهد ؛ يعنى نيّت او اين باشد كه مال خود را حقّ تعالى به من عطا فرموده ، و به آنكس كه امر فرموده بايد عطا كنم و از آنكس كه نهى كرده باز دارم ؛ و اين نحو اعطاء و منع ، تحقّق معنى عبوديّت است و اظهار امانت و ديانت خود است ، و به علاوهء ثمرات اخرويّه ، موجب ازدياد عطاهاى دنيويّهء الهيّه نسبت به او خواهد شد ؛ چنانكه مولاى مجازى كه عبد را امين و فرمانبردار يافت ، رغبت مىنمايد كه بيش از پيش ، مال خود را به او بسپارد . و بعد از اين شروط اربعه در اخذ و اعطاء ، مىفرمايد : چه بسيار گيرندهء متاع دنياست كه در ضمن تحصيل آن ، دين خود را مىدهد و نمىفهمد ؛ زيرا كه مال را از ممرّ حرام تحصيل نمايد كه شايد مورث معاصى كبيره از قبيل قتل نفس و اضرار به مؤمنين شود ، و باعث هلاكت او در دين گردد ، و آنوقت ، شاعر
--> ( 12 ) - براى خشنودى و طلب رضاى خدا ( 13 ) - تنگدست ( 14 ) - كسى كه عفّت ورزد .